محمد يوسف حريرى

272

فرهنگ اصطلاحات قرآنى ( فارسى )

نقله و روات او . ( قرآن‌پژوهى ، ص 52 - سر البيان فى علم القرآن ، ص 42 - فرهنگ اصطلاحات و تعريفات نفايس الفنون ) علم لدنى ( ل د نّ ) - علم من لدن علم مبهمات يكى از علوم قرآنى است و به واسطه آن ، آنان كه آيات قرآن در شأن و منزلت ايشان نازل گرديده معلوم و واضح گردند . بسيارى از آيات الهى به لحاظ مصداق و يا اشاراتى كه دارد در ابهام است كه به كمك فعل و قرائن و راهنمايىهاى ديگر كه در جاى خود روشن است بايد چگونگىهاى آن را دريافت ( بينات - ش 8 - ص 122 - ش 20 - ص 154 ) علم مجازات قرآن - مجازات قرآن . علم محكم و متشابه از علوم قرآنى است و علمى است كه جدا كردن آيات محكم از متشابه و فرق ميان تشابه و تأويل و آنچه موضوعها مربوط مىشود را عهده‌دار است ( آشنايى با علوم قرآن ، ص 29 ) علم مفردات دانشى است كه دربارهء مفردات ( تك واژه‌هاى ) قرآنى از نظر ريشه و اشتقاق لغوى و دلالت بر معناى مطلوب ، مناسبات ، نحوه تلفظ و نوع كاربرد آن در قرآن بحث و گفتگو مىكند و يكى از مهم‌ترين شاخه‌هاى آن غريب القرآن است . ( كيهان انديشه - ش 83 - ص 53 ) علم مكى و مدنى نگاه كنيد به هريك از واژه‌هاى مكى و مدنى و ضرورت شناخت سور مكى و مدنى . علم من لدن ( ل د ) وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً ( كهف - 65 ) - علم كه موهبت حق است و به تعليم خدا حاصل مىشود . وحى و كشف و الهام . علم لدنى ( فرهنگ فروزانفر ) علم ناسخ و منسوخ از علوم قرآنى است در شناخت ادامهء ثبوت حكم آيهء قرآن يا منتفى شدن آن . نظر كسانى كه به وقوع نسخ در قرآن معتقدند و دلايل آنها بر ادعايشان و اقسام نسخ نسبت به معتقدان آن را علم ناسخ و منسوخ عهده‌دار است . شايستهء يادآورى است كه نسخ در قرآن از قبيل تناقض يا اختلاف در گفتار نيست ، بلكه ناشى از اختلاف در آن مصداقى است كه زمانى آن حكم براى تحقّق بخشيدن به مصلحتى بر آن مصداق منطبق مىگردد و زمان ديگر آن حكم به جهت نبودن آن مصلحت ، به حسب معيار شرعى منطبق نمىشود . ( آشنايى با علوم قرآن ، ص 23 ) علم نحو ( ن ) علم اعراب كلام عرب از آن دانسته مىشود . ( آثار عجم ، ص 32 ) علم وجوه و نظاير از فروغ علم تفسير بشمار مىرود و بعضى از الفاظ قرآن كلماتى است كه آنها را وجوه و نظاير مىنامند ( الفاظى كه داراى معانى متعدد در قرآن مىباشند ) و معناى آن اين است كه يك كلمه در مواضعى از قرآن به يك لفظ و حركت آمده در هر جا معنايى مغاير با معناى جاى ديگر